تعریف «ضایع»
| Stat | Value |
|---|---|
| Views | 3 |
| Definitions | 5 |
| First seen | 2026 |
- توضیح
-
این کلمه زمانی به کار میرود که چیزی بسیار آشکار، زشت یا مایه شرمساری باشد. همچنین وقتی کسی در جمعی خجالتزده میشود یا نقشهاش لو میرود، میگویند او ضایع شده است. این اصطلاح در موقعیتهای مختلفی از جمله شوخیهای دوستانه یا انتقاد از رفتارهای ناهنجار استفاده میشود.
- مثال
-
> خیلی ضایع داری دروغ میگی، همه فهمیدن که اونجا نبودی.
> بنده خدا جلوی همه ضایع شد وقتی استاد مچش رو موقع تقلب گرفت.
> این لباسی که پوشیدی خیلی ضایعه، اصلاً به این مهمانی رسمی نمیخوره.
- توضیح
-
"ضایع شدن" به معنای شرمنده شدن، کنف شدن یا قرار گرفتن در یک موقعیت خجالتآور در مقابل دیگران است. این اصطلاح زمانی به کار میرود که نقشههای کسی نقش بر آب شود یا سوتی بزرگی بدهد که باعث خنده یا تحقیر او شود. این کلمه بار معنایی منفی دارد و معمولاً با احساس سرافکندگی همراه است.
- مثال
-
> جلوی همه بهش پیشنهاد داد ولی اون رد کرد و پسره بدجوری ضایع شد.
> وقتی فهمیدم تمام مدت داشتم با دیوار حرف میزدم خیلی ضایع شدم.
- توضیح
-
"ضایع بازی" به رفتارهایی گفته میشود که بسیار ناشیانه، تابلویی یا به دور از ظرافت انجام میشوند و باعث جلب توجه منفی میشوند. این اصطلاح معمولاً زمانی استفاده میشود که کسی سعی دارد چیزی را پنهان کند اما با رفتارهای ناشیانه خودش را لو میدهد. در جمعهای دوستانه، این کلمه برای شوخی با کسی که حرکاتش خیلی تابلو است به کار میرود.
- مثال
-
> انقدر ضایع بازی درنیار، الان همه میفهمن داریم در مورد اونا حرف میزنیم.
> با اون ضایع بازیهایی که تو درآوردی، معلوم بود که داری دروغ میگی.
- توضیح
-
"ضایعسگ" یک صفت تشدیدی است که برای توصیف موقعیتها یا رفتارهایی که به شدت خجالتآور یا تابلویی هستند به کار میرود. اضافه کردن پسوند "سگ" در اسلنگ فارسی برای نشان دادن شدت زیاد یک صفت (مثل خسته سگ یا گشنه سگ) رایج شده است. این واژه در جمعهای خیلی صمیمی و برای تاکید بر عمق فاجعه یا ضایع بودن یک اتفاق استفاده میشود.
- مثال
-
> لباسم پاره بود و وسط مهمونی فهمیدم، واقعاً ضایعسگ شد.
> اون پسره انقدر ضایعسگ رفتار کرد که دختره کلاً بلاکش کرد.
- توضیح
-
"ضایعطور" به حالتی اشاره دارد که چیزی شبیه به ضایع شدن است یا بوی ضایعکاری میدهد. این قید برای توصیف غیرمستقیم رفتارها یا استایلهایی به کار میرود که چندان جالب نیستند و ممکن است باعث آبروریزی شوند. استفاده از پسوند "طور" به کلمه لحنی ملایمتر اما همچنان انتقادی میدهد.
- مثال
-
> یه جوری ضایعطور نگام میکرد که انگار میدونست من چیکار کردم.
> این مدل مویی که زدی یه کم ضایعطوره، به نظرم عوضش کن.
به جامعه SlangZone بپیوندید
با دیگر علاقهمندان به زبان عامیانه ارتباط برقرار کنید، در گفتگوها شرکت کنید و اولین نفری باشید که از کلمات جدید باخبر میشود. ما را در کانال دلخواه خود دنبال کنید:
نظرات