بازگشت به فهرست کلمات

تعریف «موز»

تعداد بازدید 1
افزودن کلمه کلمه تصادفی
تعریف «موز»
StatValue
Views1
Definitions1
First seen2026
توضیح

این کلمه به معنای ضایع شدن، قهوه‌ای شدن یا به هدف نرسیدن در یک موقعیت خاص است. معمولاً زمانی استفاده می‌شود که کسی انتظار چیزی را دارد اما در نهایت هیچ‌چیز نصیبش نمی‌شود یا رودست می‌خورد. این اصطلاح به نوعی معادل «خیار» یا «پوچ» در بازی‌ها و کل‌کل‌های دوستانه است.

مثال

> فکر کرد می‌تونه منو دور بزنه ولی آخرش موز نصیبش شد.

> رفت جلو که شماره بگیره، دختره بهش موز داد و رفت.

> کل نقشه هاش نقش بر آب شد و تهش فقط یه موز موند براش.


0 Telegram Discord

نظرات

هنوز کسی نظری اضافه نکرده.

کلمات مشابه

تعریف در اسرع وقت بررسی خواهد شد.

نظر در اسرع وقت بررسی خواهد شد.