بازگشت به فهرست کلمات

تعریف «موز برداشتن»

تعداد بازدید 4
افزودن کلمه کلمه تصادفی
تعریف «موز برداشتن»
StatValue
Views4
Definitions1
First seen2026
توضیح

این اصطلاح کنایه‌ای به معنای ضایع شدن، شکست خوردن یا به نتیجه نرسیدن در یک موقعیت خاص است. معمولاً زمانی استفاده می‌شود که کسی ادعای بزرگی کرده اما در نهایت هیچ دستاوردی نداشته و به اصطلاح دست از پا درازتر برگشته است. این عبارت در کل‌کل‌های فوتبالی یا بازی‌های آنلاین برای تحقیر حریف پس از باخت بسیار رایج است.

مثال

> این همه ادعات می‌شد آخرش چی شد؟ موز برداشتی که!

> رفت جلو دختره مخ بزنه ولی تهش موز برداشت و برگشت.


0

به جامعه SlangZone بپیوندید

با دیگر علاقه‌مندان به زبان عامیانه ارتباط برقرار کنید، در گفتگوها شرکت کنید و اولین نفری باشید که از کلمات جدید باخبر می‌شود. ما را در کانال دلخواه خود دنبال کنید:

نظرات

هنوز کسی نظری اضافه نکرده.

کلمات مشابه

تعریف در اسرع وقت بررسی خواهد شد.

نظر در اسرع وقت بررسی خواهد شد.