بازگشت به فهرست کلمات

تعریف «پکیدن»

تعداد بازدید 3
افزودن کلمه کلمه تصادفی
تعریف «پکیدن»
StatValue
Views3
Definitions1
First seen2026
توضیح

این فعل در زبان عامیانه به معنای از شدت خنده یا تعجب منفجر شدن و از کنترل خارج شدن است. همچنین می‌تواند به معنای خراب شدن یک وسیله یا از دست رفتن یک موقعیت به شکلی فاجعه‌بار باشد. در چت‌های دوستانه وقتی کسی جوک خیلی خنده‌داری می‌گوید، مخاطب از این کلمه برای نشان دادن واکنش شدید خود استفاده می‌کند.

مثال

> وقتی اون سوتی رو داد، من از خنده پکیدم و نتونستم خودمو جمع کنم.

> گوشی‌م از دستم افتاد و کلاً ال‌سی‌دیش پکید.

> از بس درس خوندم مغزم پکیده، دیگه هیچی نمی‌فهمم.


0

به جامعه SlangZone بپیوندید

با دیگر علاقه‌مندان به زبان عامیانه ارتباط برقرار کنید، در گفتگوها شرکت کنید و اولین نفری باشید که از کلمات جدید باخبر می‌شود. ما را در کانال دلخواه خود دنبال کنید:

نظرات

هنوز کسی نظری اضافه نکرده.

کلمات مشابه

تعریف در اسرع وقت بررسی خواهد شد.

نظر در اسرع وقت بررسی خواهد شد.