بازگشت به فهرست کلمات

تعریف «پیچوندن»

تعداد بازدید 5
افزودن کلمه کلمه تصادفی
تعریف «پیچوندن»
StatValue
Views5
Definitions1
First seen2026
توضیح

این فعل به معنای طفره رفتن از انجام یک قرار، مسئولیت یا پاسخ دادن به یک سوال مستقیم با استفاده از بهانه‌های مختلف است. در روابط اجتماعی، وقتی کسی به جای نه گفتن مستقیم، با داستان‌سرایی از حضور در جمعی خودداری می‌کند، می‌گویند او بقیه را پیچانده است. این کلمه هم در فضای دوستانه و هم در محیط‌های کاری برای توصیف رفتارهای غیرمسئولانه اما زیرکانه به کار می‌رود.

مثال

> قرار بود امروز بریم سینما ولی باز زنگ زد یه بهانه آورد و سوسکی پیچوند.

> سعی نکن منو بپیچونی، قشنگ بگو چرا دیروز نیومدی سر کار.


0

به جامعه SlangZone بپیوندید

با دیگر علاقه‌مندان به زبان عامیانه ارتباط برقرار کنید، در گفتگوها شرکت کنید و اولین نفری باشید که از کلمات جدید باخبر می‌شود. ما را در کانال دلخواه خود دنبال کنید:

نظرات

هنوز کسی نظری اضافه نکرده.

کلمات مشابه

تعریف در اسرع وقت بررسی خواهد شد.

نظر در اسرع وقت بررسی خواهد شد.