تعریف «پیچوندن»
| Stat | Value |
|---|---|
| Views | 0 |
| Definitions | 1 |
| First seen | 2026 |
- توضیح
-
فعل عامیانه «پیچوندن» به معنای سرکار گذاشتن کسی، فرار کردن از انجام یک وظیفه یا خالی کردن زیر پای دیگران با بهانهتراشیهای مختلف است. این اصطلاح کاربرد بسیار وسیعی در میان جوانان و نوجوانان دارد و معمولاً وقتی استفاده میشود که کسی نخواهد در یک قرار، مهمانی یا کار اجباری حاضر شود. لحن این کلمه کاملاً غیررمانتیک، خودمانی و شیطنتآمیز است و نوعی دور زدن زیرکانه را میرساند. گوینده با این کار نشان میدهد که کنترل اوضاع را در دست دارد و ترجیح داده به جای رو راست بودن، طرف مقابل را معطل بگذارد.
- مثال
-
— چرا دیشب نیستی تولدم؟ خیلی منتظرت بودم! — والله میخواستم بیام ولی کار پیش آمد، مجبور شدم پیچوندن را انتخاب کنم.
استاد دانشگاه حواسش نبود و دانشجو قصد داشت وسط کلاس بدون اجازه بیرون برود، اما حراست جلوی در گرفت و نقشهاش برای پیچوندن کلاس نقش بر آب شد.
— باز هم کلاس ریاضی را پیچاندی؟ استاد پیدات کند زندهات نمیگذارد! — نه بابا، هنر این است که طوری کلاس را پیچوندن که آب از آب تکان نخورد.
نزدیکترین اصطلاح عامیانه در زبانی دیگر
زبانی را انتخاب کنید و ببینید کدام اصطلاح به این واژه نزدیکتر است.
به جمع SlangZone بپیوندید
اسلنگهای تازه رو زودتر از همه کشف کنید. توی کانال دلخواهتون دنبالمون کنید:
نظرها